بارون میباره اما هیچ بارونی نمیتونه رد خونهایی که ریخته شده و اندوهی که توی قلب ما هست رو پاک کنه.
پ.ن: عینکم رو برداشتم تا این پست رو بنویسم، دیدم رد اشکهام روی شیشههاش باقی مونده.
بارون میباره اما هیچ بارونی نمیتونه رد خونهایی که ریخته شده و اندوهی که توی قلب ما هست رو پاک کنه.
پ.ن: عینکم رو برداشتم تا این پست رو بنویسم، دیدم رد اشکهام روی شیشههاش باقی مونده.
عزیزم اگه بودی، الان بهترین فرصت بود که این روزا رو بهونه کنی و بهم پیام بدی حالم رو بپرسی. احتمالا کلافه میشدم از دستت؛ که چرا ولم نمیکنی. ولی بی تو این روزا رو میگذرونم چون که تو زیر خروارها خاکی.