۲۳ مطلب با موضوع «زندگی زیر یوغ آخوند 💩» ثبت شده است

مور لایک جمهوری سلاخی

به دوستام توی شهرها و استان‌های مختلف زنگ می‌زنم تا جویای حال‌شون بشم. بعد از ده سال تلویزیون آخوندی رو روشن می‌کنم تا ببینم جاهای دیگه‌ی کشور چه خبره. در جواب چرت و پرت‌هایی که مجری‌ها و گزارشگرها میگن فحش میدم و صدای تلویزیون رو قطع می‌کنم تا فقط تصاویر رو ببینم.

 

یه چیزی رو ازش مطمئنم، اونم اینه:

آدمی که می‌دونه داره کار درست رو انجام میده و آدمی که مطمئنه کارش انسانیه نه تنها اینترنت رو قطع نمی‌کنه بلکه تصاویرش رو با افتخار به بقیه‌ی دنیا نشون میده. پس اگه نمی‌خوای به بقیه نشون بدی که داری توی خیابون با مردم چیکار می‌کنی و از هر کسی که دوربین گوشیش رو باز می‌کنه وحشت داری، قطعا سمت درست تاریخ وانستادی.

  • شنبه ۲۱ دی ۰۴ , ۱۵:۴۹

برده‌های عزیز! حال‌تون چطوره؟!

«سخت‌ترین کار موقع آزاد کردن برده‌ها این بود که بهشون بفهمونیم شما برده نیستید!»

 

واقعا حماقت آدمیزاد انتها نداره. فک کن باید با یه عده بحث کنیم و بهشون بفهمونیم که احمق جان! تو به عنوان یه انسان حقت این نیست که واسه یه بطری روغن چهارصد هزار تومن پول بدی! یه جوری شستشوی مغزی شده‌ن و هیچوقت از سلول‌های مغزشون استفاده نکرده‌ن که در جواب آدم میگن «مگه شما ماهی چند تا روغن می‌خرید؟! مصرف ما ماهی یه دونه‌ست!»

 

جدی یه عده حشر بدبخت بودن دارن! اصلا لذت می‌برن که هفت نفری توی یه خونه‌ی چهل متری زندگی کنن و غذاشون نون و پنیر باشه! حقیقتا صحبت کردن راجع به «آزادی» و «رفاه» با کسایی که دنبال بهشت(!) هستن یه کار بیهوده‌ست. اینا اصلا لذت می‌برن که توی این دنیا زجر بکشن و مثل سگ خیابونی زندگی کنن.

  • شنبه ۲۱ دی ۰۴ , ۱۴:۵۰

گرفتار شدیم

بله! طبق روال همیشگی برگشتم به وبلاگ! هر موقع که اینترنت رو قطع می‌کنن میام اینجا. اینترنت که وصل میشه میرم و پشت سرم رو نگاه نمی‌کنم، تا اینکه دوباره قطعش کنن!

 

سال‌هاست که طی هر اتفاقی اینترنت رو قطع می‌کنن. و من هنوز دارم توی این طویله زندگی می‌کنم.

  • شنبه ۲۱ دی ۰۴ , ۰۳:۱۱
تراپیست سابقم بهم گفت «آدمایی که خیلی باهوشن مواقعی که زندگی سخت میشه به خیالپردازی پناه می‌برن.»