«سخت‌ترین کار موقع آزاد کردن برده‌ها این بود که بهشون بفهمونیم شما برده نیستید!»

 

واقعا حماقت آدمیزاد انتها نداره. فک کن باید با یه عده بحث کنیم و بهشون بفهمونیم که احمق جان! تو به عنوان یه انسان حقت این نیست که واسه یه بطری روغن چهارصد هزار تومن پول بدی! یه جوری شستشوی مغزی شده‌ن و هیچوقت از سلول‌های مغزشون استفاده نکرده‌ن که در جواب آدم میگن «مگه شما ماهی چند تا روغن می‌خرید؟! مصرف ما ماهی یه دونه‌ست!»

 

جدی یه عده حشر بدبخت بودن دارن! اصلا لذت می‌برن که هفت نفری توی یه خونه‌ی چهل متری زندگی کنن و غذاشون نون و پنیر باشه! حقیقتا صحبت کردن راجع به «آزادی» و «رفاه» با کسایی که دنبال بهشت(!) هستن یه کار بیهوده‌ست. اینا اصلا لذت می‌برن که توی این دنیا زجر بکشن و مثل سگ خیابونی زندگی کنن.