حالا کم کشورمون ناامنه و همهمون غرق در اضطرابیم، این واحد بغلیمونم در بالکنشون رو جوری میبنده که صدای ترکیدن بمب میده! مرد حسابی خب آرومتر ببند، ریدم توی خودم!
- سه شنبه ۲۴ دی ۰۴ , ۲۰:۳۴
حالا کم کشورمون ناامنه و همهمون غرق در اضطرابیم، این واحد بغلیمونم در بالکنشون رو جوری میبنده که صدای ترکیدن بمب میده! مرد حسابی خب آرومتر ببند، ریدم توی خودم!
اعتراف سختیه ولی متاسفانه یادم رفته که چه جوری میشه آهنگ رو به صورت پلیر توی پست اضافه کرد! هرچقدر تلاش کردم و توی وبلاگ گشتم به نتیجهای نرسیدم. واقعا بومر شدن از رگ گردن به آدم نزدیکتره! =)))
زده شلعه در چمن در شب وطن خون ارغوانها
تو ای بانگ شور افکن تا سحر بزن شعله تا کرانها
که در خون خستگان دلشکستگان آرمیده طوفان
ز آیندگان نگر در زمان نگر بردمیده طوفان
عنوان آهنگ: خون ارغوانها
حجم: 3.83 مگابایت
پ.ن: متاسفانه این آهنگ رو فقط با همین کیفیت توی گوشیم داشتم :′)
وارد اغلب وبلاگها که میشی حس میکنی تلویزیون صدا و سیمای ج.ا رو روشن کردی و یا وارد ادارههای دولتی شدی! همه اتو کشیدهن و ادای آدمای محترم و مودب رو درمیارن. اما یهو فیلم رابطهی ج.نسیشون با زنهای غریبه و روابط پنهانیشون با باجناقشون منتشر میشه! همونایی که وقتی توی مجلس حواسشون نیست میکروفون روشنه میگن «به این زنها اگه یکم آزادی بدی خیلی پررو میشن!» اما جلوی دوربین میگن «خدا رو شکر زنهای ما در عرصههای مختلف حضور دارن!» یکی دیگهشونم که جلوی دوربین چادر سرش میکرد اما بعدا عکساش منتشر شد که بدون حجاب توی فلان کشور داشت آبجو میخورد، در حالی که بچهی کالسکهای داشت!
بخشی از بلوغ زمانی اتفاق میوفته که بدونی فحش دادن بخشی از زبان و ادبیات یک کشوره. فحشها حتی میتونن راجع به فرهنگ یک کشور و نوع نگاهشون به مسائل به ما اطلاعات بدن. شما بچهی پنج ساله نیستید و اینجا هم مهدکودک نیست. اون واسه بچگیاتون بود که مامانتون میگفتید بچهی خوب حرف بد نمیزنه. Grow the fu©k up!
اینترنت که وصل شد حتما توییتر نصب کنید و یکم تماشا کنید که مردم عادی چه جوری حرف میزنن.
توی یه قسمت از سریال ریک اند مورتی کسایی که به مردم ظلم میکردن میرن دانشمندی رو دستگیر میکنن که سعی داشت به مردم خدمت کنه و اونا رو از وضعیت موجود و دستهای پشت پرده آگاه کنه. موقعی که دستاش رو گرفتن و به زور داشتن میبردنش برمیگرده پشت سرش رو نگاه میکنه و به ظالمین میگه:
شما نمیتونید حقیقت رو بکشید!
حالا تو هی بزن بکش. هی دستگیر کن. هی ایست بازرسی بذار. هی زنگ بزن بگو اگه حجاب رو رعایت نکنی پیجت رو میبندیم. هی پیج مردم رو به خاطر چهار تا تار مو ببند. هی بگو اون پست رو پاکن. هی بگو چرا فلان استوری رو گذاشتی. هی بیا توی لپتاپ و گوشیهامون رو بگرد. درنهایت هر کاری که کنی حقیقت سر جاشه. حالا هی ک.ون وارونه بده.
اینترنت نداریم که یه گوگل کنم ببینم آیا این قرصها با هم تداخل دارن یا نه. اینترنت ندارم که سرچ کنم ببینم این علایمی که بدن داره نشون میده عادیه یا نه. اینترنت نداریم که پیشبینی وضع هوا رو چک کنم و بدونم دارم میرم بیرون باید چی بپوشم. به پایگاههای خبری سر میزنم ولی اونا هم نوشتهن که به علت قطعی اینترنت هیچ اطلاعاتی راجع به آب و هوا ندارن. مملکت یه جوک بزرگه!
مردم همینطوری قرصایی که با هم تداخل دارن رو بخورن و بمیرن. طرفداراشونم که قطعا در جوابت میگن «قطع کردن اینترنت برای حفظ نظام لازمه.» یعنی ما خون و کف بالا بیاریم و بمیریم چون یه عدهی دیگه نمیتونن از کون خودشون مراقبت کنن.
مشاهداتم و چیزایی که توی ذهنم میگذره رو توی keep گوگل یادداشت میکنم تا بعدا توی چنل تلگرام منتشرشون کنم. درود بر شرکت گوگل. درود بر تکنولوژی. درود بر هر کسی که زندگی رو واسه دیگران آسون میکنه. حتی الان که اینترنت قطعه میتونم با کمک کیبورد گوگل املای واژههای انگلیسی رو چک کنم. واقعا درود بر شرفشون.
فضای اینجا برام عجیبه و خیلی باهاش غریبهم. چندین ساله که توی کانال تلگرم و توییتر مینویسم و عادت کردم که آدمای شبیه به خودم اطرافم باشن. اصلا یه دلیل اینکه دیگه توی اینستا به صورت پابلیک فعالیت نمیکنم اینه که نمیخوام با انسانهای دوزاری و آیکیو دو رقمی مواجه بشم. کامنتای وبلاگم واسه همین بستم تا یه سریا نظرات گوهر بارشون رو شیاف کنن توی ماتحتشون.
گاهی حین وبلاگ گردی حس میکنم وارد تایملاین عرزشیها شدهم! واقعا عجیبه که سال بیست بیست و شیشه و یه عده از انسانها هنوز از مغزشون استفاده نمیکنن!
جدی صادق هدایت چی کشید از دست این مردم! :)))
امثال ماها سه تا راه بیشتر نداریم:
یک. بمونیم و کمکم عقلمون رو از دست بدیم.
دو. بمونیم و خود.کشی کنیم.
سه. مهاجرت کنیم و بریم.
جدی راه دیگهای واسه ما وجود نداره.
یه آهنگی هست به اسم Wrong. یادم نمیاد از کدوم گروه و یا خوانندهست. اما توی ترانهش میگه:
من جای اشتباهی به دنیا اومدم
زمان اشتباهی به دنیا اومدم.
آهنگ معروف ردیوهد هم که گفتن نداره:
من اینجا دارم چه غلطی میکنم؟
من اصلا به اینجا تعلق ندارم!
و به قول خانوم تیلر سوییفت:
منو ببر به برکه
همونجایی که شاعرا رفتن تا بمیرن
من به اینجا تعلق ندارم
و عزیزم، تو هم مثل من به اینجا تعلق نداری.
شما اینترنت رو قطع میکنید ولی موسیقی و ترانههاش توی ذهن ما هست.
و جهنم با آدمایی مثل شماها پر شده.
از وقتی که وارد دنیای استریم کردن شدیم آرشیو موزیک، فیلم و سریالهام رو از توی لپتاپ و هاردهایی که داشتم حذف کردم. هر بار که اینترنت رو قطع میکنن و نمیتونم چیزی استریم کنم فحشهای غلیظتری به آخوند میدم.
اما یک چیز از توی هارد لپتاپ من پاک نمیشه اونم کنسرت خوانندههای مورد علاقمه؛ کنسرت + مستندهاشون.
اراز تور رو برای بار نمیدونم چندم تماشا کردم و حالا دارم داکیومنتری اراز تور تیلر سوییفت رو تماشا میکنم و با صحنههای قشنگش بغض میکنم و اشک میریزم. خوشحالم که از نوجوونی با فرهنگ غرب و موسیقیش آشنا شدم. این آهنگا و هر چیزی که بهشون مربوطه بهم نشون میده که بیرون از مرزهای این خاک دنیایی وجود داره ورای این دنیای خاکستری و افسرده که من دارم توش زندگی میکنم. دنیایی که توش مهمه دنسرهایی که روی استیج هستن از نژادهای مختلف، رنگهای مختلف (پوست) و تایپهای بدنی متفاوت باشن؛ چون مهمه هرکی که این کنسرت رو میبینه حس کنه که دیده میشه و ببینه که یه نفر شبیه خودش روی استیج وجود داره. دنیایی که توش مهم نیست با کدوم پا وارد دستشویی میشی و اگه بگوزی وضوت باطل میشه.
من امریکا و فرهنگش رو دوست ندارم. دلیلشم اینه که فرهنگشون شباهت زیادی به فرهنگ کشور ما داره؛ تا دلتون بخواد آدم مذهبی، سنتی و بیسواد توش هست. تنها چیز مثبتی که راجع امریکا هست اینه که توی شهرهای بزرگش مثل نیویورک فرصتهای زیادی برای دیده شدن و موفقیت وجود داره. شخصا برای زندگی اروپا رو ترجیح میدم.
بالاخره یه روزی این سرزمین رو برای همیشه ترک میکنم و میرم جایی زندگی میکنم که مردمانش شبیه خودم باشن. مردمانی که به جای گریه کردن توی مساجد و گرسنگی کشیدن، توی فستیوالها با هم آواز میخونن و میرقصن.